هانيهاني، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 2 روز سن داره
هیامهیام، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 8 روز سن داره

هاني كوچولو

هانی در یک روز بد و حادثه تلخ (دی ماه 93)

همه چی خوب بود و منم مثل همیشه شاده شاد هر وقت پیچ هایه دوچرخم شل میشه از بابایی یاد گرفته بودم که خودم درستش کنم من ادا در میارم و مامانی ازم عکس میگیره  تا اینکه روز شنبه بعد از ظهر مورخ 13 دی ماه این اتفاق بد برام افتاد پنج دقیقه قبل از اینکه مامانی از سرکار بیاد ؛ به مامان بزرگم گفتم میخوام برم مغازه و توی راه که داشتم میرفتم یک شیشه دیدم و زدم زمین شکوندمش و شیشه انگشت کوچیکمو بدطوری برید مامان بزرگم پرید منو بغل کرد برد خونه و یک دستمال دور دستم کرد ولی خیلی خون میریخت و همون لحظه مامانی رسید و شروع کرد گریه کردن من دیدم مامانم ناراحته گفتم گریه نکن من خوبم و ناراحت نباش و کلی معذر...
17 دی 1393

هانی در دی ماه 93

سلام دوستایه گلم   از وقتی دوچرخه نو و بزرگتر از قبلی خریدم هرشب با بابا و مامانی میرم بیرون دوچرخه سواری بفرمایید صبحانه نون تست و پنیر بووووووک جزوه گزینه های اول در صبحانه من دوچرخه قدیمیمو بردم خونه بابابزرگ که اونجا با حاتم بازی کنم تنهایی بدون حاتم اصلا دوست ندارم بازی کنم ولی حاتم زود از بازی خسته میشه و همش میخواد بره استراحت کنه من و اون همیشه بخاطر این موضوع دعوامون میشه   دختر داییم ماریه مهربون  پسرایه دایی امیر و انس انس هم جدیدا تا آهنگ میشنوه میرقصه   ...
17 دی 1393
1